دو سال پیش من در نجف دنبال چی بودم؟ چرا آروم و قرار نداشتم؟ خواب و خوراک نداشتم این سوالها رو هر شب قبل از خواب میپرسم؟ ساعت ۴ صبح تو کوچه پس کوچه های حرم امیر من تنها دنبال چی بودم؟ چرا من که از تاریکی و تنهایی میترسیدم نترسیدم؟ جوابی ندارم جز جنون . من هنوز آسمان حرم امیر رو فراموش نکردم ، من هنوز ماه رو فراموش نکردم. من در مقابل عظمت و بزرگی امیر المومنین دیوانه شده بودم . یا امیرالمؤمنین شما عجیب ترین ، خاص ترین ، بزرگترین ، بی نظیرترین و ... زندگی من هستید